تبليغاتX
eshgh66
عاشقی را دوست دارم

 

من نمی دونم کسی که اصلا نمی دونه عشق چیه چرا از عشق حرف می زنه ؟

 

lord.aragord

مدرسه ی جوک

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 اردیبهشت1385ساعت 1:21 PM  توسط hadi | 

میگفتم طلوع را دوست دارم
غروب را دوست دارم
زندگی را دوست دارم
اما در هر حال میگویم
طلوع را در نگاهت
غروب را در چهره ات
زندگی را در کنارنت
دوست دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 10:8 PM  توسط hadi | 

حاجت عشق

من بیر غریب گوشودوم گوندوم سنین قلبیوه

عزیزیمی آتم  گلدیم سنین الیوم

هر بیر دردوه دوزدوم منه سن یار اولاسان

ولی بیلمدیم اخر بیر گون من غریبی آتاسان

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 10:7 PM  توسط hadi | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 10:6 PM  توسط hadi | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 10:5 PM  توسط hadi | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 فروردین1385ساعت 11:5 PM  توسط hadi | 
+ نوشته شده در  جمعه 4 فروردین1385ساعت 2:34 PM  توسط hadi | 

عزیزان سال خوبی رو برای خودتون و خانوادتون و دوستتونآرزو می کنم 

سال ۱۳۸۵ بر همگان مبارکباد

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384ساعت 10:19 PM  توسط hadi | 
+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384ساعت 10:15 PM  توسط hadi | 
دستها بالا بود

هر کسی سهم خود را طلبید

سهم هر کس که رسید٫ داغ تر از دل ما بود

ولی نوبت من که رسید٫ سهم من یخ زده بود

سهم من چیست مگر؟؟

۱پاسخ.........

پاسخ ۱حسرت

سهم من کوچک بود

قدر انگشتانم

عمق آن وسعت داشت

وسعتی از ته دلتنگی ها

شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1384ساعت 9:35 PM  توسط hadi | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 10:30 PM  توسط hadi | 

آخی چقدر قشنگه

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 10:25 PM  توسط hadi | 

عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

فرستاده شده توسط یلدا از چابهار

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 اسفند1384ساعت 10:27 PM  توسط hadi | 

نگو بار گران بودیم و رفتیم نگو نا مهربان بودیم و رفتیم آخه اینها دلیل محکمی نیست بگو با دیگران بودیم و رفتیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 اسفند1384ساعت 10:21 PM  توسط hadi | 

فاصله ی تو از من یه سکوت خالی و سرد جای خالی تو رو چه جوری و با کی میشه پر کرد فاصله بین من و تو چند تا راه بی نشونه

روزی که بری دیگه واسه من هیچی نمی تونه ....

بی تو مثل یه برگ زردم با تو گرمم بی تو سردم

تو پیشم درختی و من کوچیکم قد یه برگم

یکی اینجا چشم به راه زیر رگبار یه تردید

نکنه یه روز بیاد که نشه عشق تو چشات دید

نکنه فاصله تو رو بگیره یه روزی از من

روزی که عشقی نباشه روز مرگ خود من

فرستاده شده توسط یلدا از چابهار

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 اسفند1384ساعت 10:18 PM  توسط hadi | 

سلامی بعد از یه دنیا فاصله بعد از فرسخ ها دلواپسی.....

اونقدر دلم واست تنگ شده اونقدر هوای تو رو کردم که حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم......می خواستم دیگه برات ننویسم اما.....من به تو وابسته شدم......نوشتن برای تو مثل هوایی که باهاش نفس می کشم......صحبت برای تو و در مورد تو با گوشت و خون من عجین شده.....دلم خیلی برات تنگه به اندازه دزیای چشمات.......اشک برای ریختن دارم......نمی دونم چقدر فاصله بین ما مونده.......؟دلم واسه مهربونیات پر می کشه هر شب چشمام می بندم به امید اینکه نگاه تو ......

+ نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1384ساعت 10:17 PM  توسط hadi | 

 

 
     
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 اسفند1384ساعت 10:29 PM  توسط hadi | 

              

اگر تو خواستی قبل از من بميری

 بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه .

اگر می خوای صد سال زندگی کنی

من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم

چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.

 

دوستی واقعی مثل سلامتی هست

ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم.

يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد

که تموم دنيا از پيشت رفتن.

 

کنارم راه بيا و دوستم باش.

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.

دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن.

دوستی يعنی يک روح در دو بدن .

من به تو تکيه می کنم و تو به من

و اونوقت همه چيزمون مرتبه.

اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،

من با اونا عبور نخواهم کرد،

بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا.

هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه.

ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن.

اما بهترين دوستان

حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون.

پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ،

اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ،

اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی.


يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب.

يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه

و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی

اونا رو واسه ات بخونه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 اسفند1384ساعت 10:23 PM  توسط hadi | 

امان از دست این عاشقان ایرانی

دیگه چه کار کنند همه اینها از بیکاریه

جون تو

+ نوشته شده در  شنبه 29 بهمن1384ساعت 10:41 PM  توسط hadi | 
+ نوشته شده در  شنبه 29 بهمن1384ساعت 10:38 PM  توسط hadi | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما دوست عزیز این وبللاگ را با عشق فراوان برای دوستی و عاشقی شروع

می کنم و تا بتوانم با کمک شما در آن تنوع ایجاد می کنم

نوشته های پیشین
85/02/01 - 85/02/07
85/01/22 - 85/01/31
85/01/08 - 85/01/14
85/01/01 - 85/01/07
84/12/22 - 84/12/29
84/12/05 - 84/12/21
84/12/08 - 84/12/14
84/12/01 - 84/12/07
84/11/22 - 84/11/30
پیوندها
شعر
همه چیز
طرفداران فرهاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM